محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4926

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « برود تا رأى خويش را بگويم . » گويد : پس آنها برفتند ، پس از آن منصور بگفت تا عبد الله را به خانه اى بردند كه پايهء آن بر نمك بود و آب به پايهء خانه بستند كه خانه بر او افتاد و بمرد و كار وى چنان شد كه شد . وفات عبد الله بن على در اين سال بود ( كذا ) [ 1 ] و در گورستان در شام به خاكش سپردند و نخستين كس بود كه آنجا به خاك رفت . ابراهيم بن عيسى گويد : وفات عبد الله بن على در زندان رخ داد به سال صد و چهل و هفتم ، در سن پنجاه و دو سالگى . گويد : وقتى عبد الله بن على در گذشت روزى منصور بر نشست ، عبد الله بن - عياش نيز با وى بود ، در آن اثنا كه با وى به راه مىرفت گفت : « سه خليفه را مىشناسى كه نامشان با عين آغاز مىشده و سه قيام كننده را كه آغاز نامشان عين بود كشته‌اند ؟ » گفت : « نمىشناسم ، جز آنكه همگان گويند كه على ، عثمان را كشت و دروغ مىگويند ، عبد الملك بن مروان ، عبد الرحمان بن اشعث و عبد الله بن زبير و عمرو بن سعيد را كشت ، و عبد الله بن على خانه بر او افتاد . » منصور گفت : « خانه بر عبد الله بن على افتاد ، گناه من چيست ؟ » گفت : « نگفتم كه تو گناهى دارى . » در اين سال منصور ، عيسى بن موسى را خلع كرد و براى پسر خويش مهدى بيعت گرفت و او را وليعهد خويش كرد ، و بعضىها گفته‌اند كه از پى وى عيسى بن موسى بود .

--> [ 1 ] اين گونه مكررات در متن هست كه به رعايت امانت و حفظ سياق ، عينا آورده‌ام و اگر اعتراضى هست بر من نيست . ( م )